۳ مطلب با موضوع «نقد فیلم و کتاب» ثبت شده است.

محبوب من حالا که همه با ارزیابی سال گذشته و بولت جورنال هایشان خفه مان کرده اند من برایت تحلیل انیمه اورده ام! امیدوارم کار خوبی کرده باشم:)

 

 

داستان درباره پسری به نام سیشو هانداست که از کودکی به خوشنویسی سنتی ژاپنی مشغوله

همینقدر بگم که اگر تاریخ هنر خونده باشید میدونید که هنر خطاطی در ژاپن خیلی حیثیتی و حائز اهمیت و آداب داره.
چیزی شبیه نگارگری که هنر سنتی اصلی ماست و آداب و مانیفست داره.

خب این پسر ما مشغول بوده و هر سال مسابقات رو شرکت می کرده و این حرفه که از پدرش بهش رسیده بود رو با جدیت و علاقه ادامه میداده

و یه جورایی خطاطی با گوشت و پوست و خونش عجین شده و کل زندگی و وقت و برنامش وقف خطاطیه و طبیعتا هدفش اینه که خطاط مطرح و فوق العاده ای بشه
و سبک شخصی و منحصر به فرد خودش رو پیدا کنه.
البته همین الانش هم استاده و همه سنسی صداش میکنن.

خلاصه الان یه پسره که دبیرستانشو تموم کرده و مشغول به کار هنریه.
توی یه مسابقه داور اصلی کلی بهش نقد میکنه و سبک خطاطیش رو پیش پا افتاده خطاب میکنه

اون هم از خود بیخود میشه چون کلا خیلی پسر احساساتی و عجول و ناپخته ایه
میپره و یه مشت حواله پیرمرد رنجور که مدیر و داور هم هست میکنه

و پدرش به خاطر این رفتار سرافکنده کنندش تبعیدش میکنه به روستای ابا اجدایشون تا یکم با خودش خلوت کنه
به کارای زشتش فکر کنه
و حسابی روی خطاطیش هم کار کنه (تا اینجا فقط یک قسمت از سریال و کلیتش رو براتون گفتم)

و در ادامه اتفاقایی براش می افته که باعث میشه به بلوغ فکری نزدیک بشه...

 

ایا این انیمه خیلی خارق العاده و بینظیر و حیرت اوره؟
نه!
این یه انیمه خیلی سادست!
یه انیمه ای که روانشناسانه طوره
و واقع گرایانه‌ست
زندگیه
ترکیبی از قوس قزح و گردباد

شما رو همراه خودش به طبیعت می بره و این برای کسایی که عشق طبیعت هستن خیلی لذتبخشه
تصاویر زیبایی داره

و دیدن دگردیسی ساده و نامحسوس(و نه گل درشت و کلید اسراری) روح اون پسر در مواجهه با ادم هایی که توی روستا بودن و اصلا توجهی به انزواطلبی اون و کناره گیری هاش نداشتن؛ روحت رو متبسم می کنه.
این انیمه از جنس انیمه "همین دیروز"ه.
تو رو به خودت ارجاع میده
و به معنای واقعی زندگی
و به ارزش های حقیقی

و این بهت آرامش ذهنی رو تقدیم می کنه.

 

من دنبال یه انیمه با دید مثبت و امیدبخش و چشم نواز بودم که باراکامون رو پیدا کردم.
انیمه ها معمولا به خاطر فضای دارک و داستان فوق تخیلی و اساطیری عجیب و غریب و شخصیت های لایه اندر لایه شون بهم حس سرگیجه و ابرسیاه بالای سر میدن و بیشتر دمغم می کنند.
انیمه های کمی هستن که این حجم از انرژی مثبت ازشون دریافت بشه و از این بابت از دیدن  این ۱۲ قسمت بی الایش و دوست داشتنی مملو از هنر راضیم.


عکس: تصویری که تو یه نگاه چشمم رو گرفت و حس کردم انیمه خوبی میتونه باشه پس سرچش کردم فوقع ما وقع.

 

زبان اصلی این انیمه برای بالای ۱۸ سال مناسبه طبق نظر سایت فیلیمو.
ولی دوبله‌اش برای گروه سنی دبستان هم خوبه:)

در واقع یکی دو جا چند تا کلمه مورد دار استفاده شده ولی در کل هیچ صحنه یا داستان بدی نداره.

 

 

این بود انشای من:) در استانه 1401

مواظب خودتون باشید رفقا..

عیدتون پیش پیش به خوشی

هر سال بهتر از پارسال انشاالله.

 

اگر دوست دارید چند روزی در نخلستان های بغداد قدم بزنید و از برج و باروی جعفر برمکی و ابراهیم موصلی و هارون الرشید _از نزدیک و با جزئیات_ بازدید نمایید و چند شبی را در بزم های بی نهایت مجللشان شرکت کرده، به آواز مغنیه ها و طنبور ها و عود ها گوش بسپارید و کنیزک های رنگارنگ را تماشا کنید و از کباب ها و خورش های رنگ به رنگ بخورید و از نوشیدنی ها بچشید و در کنارش از تاریخ مظلومیت شیعیان و امامشان و سیاهچال ها و غل و زنجیرها و فرار ها و پنهانی زندگی کردن هایشان بشنوید و چشم تَر کنید این کتاب را بخوانید.

 تلفیقی از تاریخ و حماسه ی دوران سیاهی از زندگی شیعیان با روزهای رنگارنگ و انجیرهای شیرین تر از عسل...از جنس زندگی.

 

 

 

سلام!

احتمالا خیلی هاتون دیگه فیلم Gravity  محصول 2013 رو دیدید اما بازم بهتره بگم که کمی لو میدم داستان رو اینجا..مدتها توی لیستم بود ولی کشش دیدنشو نداشتم میدونید که فیلم های مربوط به فضا یک حوصله ی خاصی رو میطلبند و یکم با طبع مایی که نسل عجله و فوریت هستیم حتی در زمینه لذت،شاید جور نباشند.

به هرحال حوصله ای ایجاد شد و فیلم رو دیدم..فیلم خوبی بود از نظر جلوه های ویژه و باورپذیری بازی ها و اوج و فرود لحظات و شاید خیلی ها این فیلم رو کاملا رئال و مطابق با واقع بدونند اما یک چیزی که در طول فیلم مدام منتظرش بودم و تا اخر هم خبری ازش نبود..یک اتفاقی که جای خالیش به شدت توی ذوقم زد و کمبودش بسی احساس می شد؛ دیدگاه کاملا مادی و انسان گرایانه و زمینی بود اینکه بهر دلیل اون فضانورد مست قدرت لایتناهی یک قدرت مطلق ماورائی نشد واقعا به عبارتی سخیف و مسخره ست.

مخصوصا برای یک یکتاپرست این واقعا غیرقابل هضم و زننده ست.

فقط در یکی از سکانس ها یکی از فضانورد ها چیزی مبنی بر مسخ عظمت فضا و کهکشان ها شدن میگه و دیگه در تمااااام اون لحظاتی که از سفینه بیرون افتاده و عملا در جوّ رهاااااای رهاای رهااا هست کاملا متکی بر قدرت و حافظه و مهارت های خودش پیش میره و بدون کمک هیچگونه نیروی برتر به پیروزی میرسه..

تنها در بک سکانس امداد غیبی رو نشون میده اون هم جایی هست که فضانورد دیگه از همه چیز بریده خداحافظیاشو کرده اکسیژنو خاموش کرده و داره اروم میخوابه تا کم کم به مرگ برسه و ناگهان توی خواب و بیداری هم سفر فوت شده اش رو میبینه که بهش یه توصیه هایی میکنه! احتمالا روح طرف اومده و امداد رسونده!

به هر حال این بی خدایی عه به شدت برای من ازار دهنده بود و لذت فیلم رو خشکوند چون فیلم دیگه نه تنها برام باورپذیر نبود بلکه بچگانه و بی محتوا به نظر می رسید.

اما چند تا پوستر جالب هم داره این فیلم که بد نیست یه نگاهی بهشون بندازیم:))

 

 

و این

 خب؛ می بینیم که توی این تصاویر فضانورد رو در حالی به تصویر کشیدن که کاملا رهاست و من حس میکنم اون طنابی که از فضانورد شروع میشه و توی اون حجم نورانی محو میشه میخواد بگه کانه بند ناف فضانورد که نماد انسانه به کائنات وصله و اگر بند نافش بریده بشه ولی به شکل درستش زایمان نشه اون ادم میمیره

و این وابستگی کائنات و همسو بودن اون به حیات انسان رو میرسونه..

قشنگ هست ولی بازم اون نیروی برتر رو کائنات در نظر گرفته و هنوزم من رو قانع نمیکنه!

خب میدونم شاید یه ذره به نظر شما بی ربط بیاد اما تحلیل من اینه..

خوشحال میشم نگاه شما رو هم بدونم

ممنون که خوندید..امیدوارم مفید بوده باشه*

امیدوارم سلامت باشید.

#السماءلی

20/1/99