۲ مطلب در مهر ۱۳۹۹ ثبت شده است.

سلام  ابرای مهر ماه

سلام آسمون خوابالوی پاییز

سلام نخلای سنگین از ثمر

سلام ۲۲ سالگی^_^

+ رشته ای بر گردنم افکنده دوست

می کشد هر جا که خاطر خواه اوست..

خدایا قول نمیدم چون در حدش نیستم ولی خیلییی تلاش میکنم آدم تر بشم🍁 گرچه بی یاری تو نمیتونم...

چند روزی هست که ذهنم درگیر این شده که اگه یه خارجی اومد و پرسید آهای تویی که به خودت میگی مومن

میگی مسلمون میگی شیعه علی، امام حاضر و حی زمانت رو تو یه پاراگراف برام تعریف کن

خیلی فکر کردم و سعی کردم ریز به ریز اطلاعاتمو از اون ته معدن وجودم بکشم بیرون و ببینم چند چندم.

فقط بگم نتیجه خیلی نا امید کننده بود، طوری که اگه همین الان پیمونه پر بشه و بشتابم به دیار باقی به مرگ جاهلی مرده ام.

من ماتَ

و لم یعرف امام زمانه

ماتَ میته جاهلیه....

خدا به دادم برسه و عمر بهم بده که یکم جون بکنم و بشناسمشون لااقل

یاری و سربازی پیشکش...