به این نتیجه رسیدم که جوگیری همیشه هم بد نیست.

فقط نیاز داره که هوشیار باشی و از لحظات کوتاه و ملکوتی جوگیری به نفع ادامه مسیرت استفاده کنی.

دقت کردی بعد از خوندن یه کتاب که مدتی باهاش همراه بودی، وقتی میخوای یادداشت های شخصیت رو بنویسی، احساس میکنی که روح ادبیات نویسنده اون کتاب توی جملاتت جاریه؟شاید برات پیش اومده باشه!

این یه نوعی از جوگیریه.شاید بهتر باشه تا توی اون جو هستی بیشتر بنویسی..تا هنوز قالب ادبیاتی اون نویسنده و کلمات جدید و نوع ترکیب کلماتش توی ذهنت هست و محو نشده.درسته شاید متن هات رنگ و بوی تقلید به خودش بگیره ولی برای منی که میخوام تمرین کنم اشکالی نداره!

خیلی وقت ها از دل همین تقلید ها ذهنت یه اتصالی ریزی میکنه و یه مدل شخصی متولد میشه.

توی هنرهای تجسمی هم همین موضوع مطرحه.وقتی میخوای طراحی یاد بگیری تا مدت ها فقط کپی می کنی و آثار بزرگان رو آنالیز می کنی و سعی می کنی خط کشیدنشون رو تقلید کنی.کپی آثار معروف یکی از تمرین های مهم در هنرهای تجسمیه.

شاید خیلی هاتون با رشته ها و تخصص های مختلف، تایید کنید که این تمرین توی زمینه های دیگه هم وجود داره..

در واقع سبک شخصی از روز اول وجود نداره.با تجربه ها و خاک صحنه خوردن های فراوان و تقلید از بزرگانه که تجربیات روی هم میان و یه روز میبینی یه کوه توی وجودت شکل گرفته که سنگ آخری که روی نوک قله‌ شه، شبیه هیچکدوم از سنگ های قبلی نیست!

و اینجاست که میفهمی متولد شده؛ اون چیزی که امضای کارهای توئه.

البته بعد از این هم نیاز داری به منابعی که ازشون الهام بگیری تا بتونی خلق کنی.

فقط خدای بی همتاست که بی هیچ نمونه قبلی خلق می کنه و برای خالقیتش نیاز به هیچ منبع الهامی نداره.

ما انسانها برای اینکه چیزی رو خلق کنیم نیاز به الهام گرفتن داریم.هیچ چیز توی وجود ما از عدم نمیاد!

حتی ایده ای که یهو به ذهنت می رسه و فکر می کنی خالص خالص ذهن خودت تولیدش کرده، شکل گرفته از یه چیزایی توی عمق وجودته..یه جایی طرفای ضمیر ناخودآگاهت..

هر چیزی که می نویسی، می کشی(روی کاغذ :دی) و می سازی، نمود بیرونی دریافت های تو از جهان اطرافته..

هر چقدر دریافت های عمیق تری از لحظات زندگی داشته باشی، طبیعتا خلق تو عمقش بیشتر خواهد بود و احتمالا اگر یاد بگیری دریافت‌هات از جهان رو نو کنی و از زاویه های دیگه ای بهشون نگاه کنی، کمک می کنه که کارت بدیع تر باشه..

اگر اهل نوشتن..تجسم بخشیدن و به طور کلی ساختن هستی،حتی توی اون لحظات ساده و ملال آور زندگی، رادارهای حسی خدادادت رو روشن کن و روی درجه بالا تنظیم.

شاید نکته باریک تر از مویی رو از اطرافت کشف کردی که تونست اون لحظه ساده رو برای تو الهام بخش کنه:)

 

۲ ۰