روی لـــانه ی بنفش🌳

تا جنون فاصله خیلیــــ ست ؛ از اینجا که منم!

کلاس هفتم ۲!!!!

ساعت آخره. درسو دادم و بچه ها مشغول کارن.

زنگ خونه که میخوره ؛ همه ی کلاس یک صدا و شاکی میگن عَههههههههههههه

و این یعنی من موفق شدم! ^__________^

خدایا ممنونم:')

چالش "۱۰ کاریکلماتور"

فکرم آنتن نمی داد؛ رفتم بالای پشت بام.

 

چشم برزخی ام عینک لازم دارد.

 

"عزیزم ما چه قدر تفاهم داریم!" لاشخور داشت به مجری بی‌بی‌سی می گفت.

 

هوا پس بود.چایی را پیش کشیدم.

 

دست دست کردند؛ دست به دست شد.

 

غیرتشان نخ کش شده بود،چادرش را کشیدند.

 

شیر آب جلوی حساسیت فصلی لُنگ انداخت.

 

نگاهمان را گره زدیم؛ کور شد.

 

سر به زیر بود. بم شدم.

 

گوشم را تیز کردم، صدایش را برید.

 

به دعوت یاکریم نوشتم!

نمیدانم کاریکلماتور است..مینیمال است..هر چه هست تمرین جذابی بود برایم در این خشکسالی نوشتن!

دعوت میکنم از حریم دل ؛ اعتکاف دل ، و شما خواننده گرامی!

   

پ.ن: با گوشی پست گذاشتن خیلی سخته.یا کریم رو لینک کردم ولی هر چقدر تلاش میکنم مدعوین گرامی لینک نمیشن:/

پ.ن۲: این ها را سریع و بداهه وار نوشتم. نیت قبلی نداشتم که بعضی هایشان مناسبتی باشند.کار ضمیرناخودآگاهم است.

من امروز یک کاسه نور نوشیدم

یک کاسه آب

بهترین سوغات کربلا...

هــو اللّطــــیف

الهی به امید تو
نه به امید خلق روزگار..

هنر ذوق و شوق زندگی وی بود!
ولی خیلی چیزهای دیگه ای هم هستن که عاشقشونه و همیشه اولویت هاش در حال جابجا شدن هستن
اما کلمه و نوشتن حسابش از بقیه جداست بالام جان!
چون ممد حیات فکری و ذهنیشه...می نویسم پس فکر میکنم.فکر میکنم پس انسانم و از این حرفا.
نویسندگان
Designed By Erfan Edited By Naghl Powered By Bayan